چرا تنگه هرمز هم برای ایران و هم برای آمریکا اهمیت زیادی دارد؟
چرا تنگه هرمز هم برای ایران و هم برای آمریکا اهمیت زیادی دارد؟
چرا تنگه هرمز تا این حد اهمیت دارد؛ هم برای جمهوری اسلامی ایران و هم برای آمریکا؟
تنگه هرمز از دیرباز به دلیل آن که تنها راه ورود به خلیج فارس و تنها راه دسترسی دریایی به کشورهای منطقه بوده، برای امپراتوریها و کشورهای استعمارگر و طبعاً برای کشورهای منطقه اهمیت بسیاری داشته است.
در اهمیت راهبردی تنگه هرمز همین بس که بدانید بر اساس آمارها، حدود ۸۸ درصد نفت عربستان، ۹۰ درصد نفت ایران، ۹۸ درصد نفت عراق، ۹۹ درصد نفت امارات متحده عربی و تمام نفت کویت و قطر از تنگه هرمز به کشورهای دیگر صادر میشود و رویهم رفته حدود ۹۰ درصد صادرات نفت خلیج فارس، توسط تانکرهای نفتی از این مسیر انجام میشود و این درحالی است که علاوه بر نفت، ۵۰ درصد معاملات تجاری کشورهای منطقه با جهان نیز از راه همین تنگه صورت میگیرد و بستهشدن این تنگه به معنای توقف تمام معاملات تجاری برخی کشورهای منطقه است؛ تجربه این حدود ۶۰ روز هم این موضوع را به خوبی اثبات کرد.

بیشتر نفت و گاز صادراتی کشورهای ایران، عربستان، امارات، کویت، عراق بحرین، قطر از طریق این تنگه به بازارهای جهانی ارسال میشود که طبق آمارها حدود ۵۰ درصد، نفت صادرشده توسط کشتیهای نفتکش و حدود ۴۰ درصد تمام صادرات نفت جهان را در بر میگیرد. به همین دلیل این گذرگاه همیشه یکی از راهبردیترین مسیرهای بینالمللی کشتیرانی جهان محسوب میشود.
شرایط امروز بسیار بسیار متفاوت از روزهای قبل از جنگ رمضان است؛ اکنون تنگه هرمز برای ایران، علاوه بر بازدارندگی، جنبهای «تهاجمی» به خود گرفته است. وابستگی اقتصاد و امنیت جهانی به منابع انرژی، ناگزیر کشورها را وادار میکند تا ملاحظات ایران را در نظر گرفته و ارتباطات سیاسی و اقتصادی خود را بر اساس آن تنظیم کنند.

در واقع تنگه هرمز امروز ستون چهارم بازدارندگی ایران شده است؛ ایران علاوه بر سه ستون موشکی، هستهای و متحدان منطقهای، ابزار دیگری هم دارد: کنترل تنگه هرمز با جغرافیا و فناوری ارزان؛ به همین دلیل اهمیت تنگه هرمز و میزان و نوع ترددها در آن بسیار بسیار بالاست؛ حداقل برای جمهوری اسلامی ایران.
والاستریت ژورنال با اشاره به این موقعیت، ایران را در کنار چین و آمریکا، در زمره کشورهایی قرار میدهد که میتوانند گلوگاههای حیاتی اقتصاد جهانی را به ابزار فشار و ژئوپلیتیک تبدیل کنند. این روزنامه معتقد است که این وضعیت، نتیجه «اشتباه ترامپ و نتانیاهو» بوده که این عامل را پیش از جنگ بر روی میز مذاکره قرار داده است؛ عاملی که تا پیش از آن، به این میزان مورد توجه قرار نگرفته بود.

اکنون این اهرم برای طرفهای متجاوز، شاید حتی از برنامه اتمی و موشکی بیشتر حائز اهمیت باشد؛ اهرمی که به گفته واشنگتن تایمز حتی با شلیک یک موشک، اقتصاد جهانی را تحتتاثیر قرار میدهد.
دلیل این حساسیت، نقش تعیینکننده منطقه خلیج فارس در تامین انرژی جهان است؛ کشورهای حوضه خلیج فارس، حدود ۶۵ درصد ذخایر نفتی و ۳۵ درصد ذخایر گازی جهان دارا هستند؛ این پتانسیل عظیم انرژی، اهرم فشار بینظیری را در اختیار قدرتی قرار میدهد که بتواند سیطره نفوذ خود را بر آن اعمال کند. اهرمی که شاید تا پیش از جنگ رمضان به نوعی بخشی از «پتانسیل قدرت هژمونیک آمریکا» محسوب میشد.

با آغاز جنگ رمضان و پایبندی ایران به وعده گسترش جنگ به سطح منطقهای- و بستن تنگه هرمز- این موقعیت هژمونی آمریکا بر بخش قابلتوجهی از منابع انرژی جهان با چالش روبهرو شده، در صورت تثبیت این وضعیت، زمینه برای «افول قدرت آمریکا و ظهور قدرت ایران» فراهم شده است؛ نکتهای که حتی سناتورهای آمریکایی هم به آن اشاره کردهاند.
به گفته نیویورک تایمز بزرگترین ضربهای که آمریکا و جهان میتوانست در جنگ با ایران بخورد، نفوذ فزایندهای است که ایران بر اقتصاد جهانی پیدا کرده است؛ و به گفته تاکر کارلسون مجری سرشناس آمریکایی آنچه در ایران میگذرد سقوط امپراتوری آمریکا به شکلی است که تاکنون میشناختیم.

آمریکا برای پایان جنگ باز شدن هرمز، محدودیت هستهای، محدودیت موشکی، قطع حمایت از نیابتیها را روی میز گذاشت؛ و جمهوری اسلامی ایران درآمدزایی از هرمز با اعمال محدودیتها، لغو همه تحریمها، آتشبس در لبنان و تضمین پایان جنگ را مطرح کرد، شروطی قابل دسترسی به نظر میرسند و برخی از آنها هم عملیاتی شدهاند.
نکتهای که بسیار اهمیت دارد این است که ایران بهتر و بیشتر از آنچه انتظار میرفت خود را حفظ کرده است؛ ترور رهبر عزیز و فرماندهان باعث فروپاشی نشد؛ تصمیمگیری در ایران غیرمتمرکز، چابک، منسجم و قاطع بوده و به همین دلیل امروز ایران در جنگ دست بالا را دارد. نکته مهمتری که امروز نمود دارد وحدت مثالزدنی بین مردم و حاکمیت و جریانهای سیاسی و رقبای سیاسی است.